دوره 10, شماره 1 (1396)

بهار و تابستان 1396

فهرست مطالب

مقالات

در این تحقیق با توجه به تأثیر مدیران آموزشی بر بهره‌وری آموزش و پرورش، به موضوع انتصاب مدیران، با عنوان «ارائه مدلی برای بهبود نظام انتصاب و ارتقای مدیران صفی و ستادی آموزش و پرورش» پرداخته شد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر نوع داده‌ها، کمی؛ و از نظر نحوه اجرا، توصیفی از نوع پیمایشی می‌باشد.

جامعه آماری این تحقیق شامل 103772 نفر مدیر صفی (مدیران مدارس)، 7380 نفر مدیر ستادی (مدیران، معاونان و کارشناس مسئولان ادارات) و 958196 نفر معلمان دوره‌های مختلف تحصیلی بودند که از مدیران صفی و ستادی، 400 نفر و از معلمان نیز، 400 نفر به صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای و تصادفی ساده با توجه به جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه‌ای محقق ساخته استفاده شد که دارای 95 سؤال«بسته پاسخ» بود. پایایی پرسشنامه این تحقیق 81/0 محاسبه شده است. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های T وابسته، ویلکاکسون و U من-ویتنی و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید.

نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که بین معیارهای موجود انتصاب و ارتقای مدیران آموزش و پرورش و معیارهای مطلوب از نظر معلمان و مدیران تفاوت بسیار زیادی وجود دارد و بین نظر معلمان و مدیران در خصوص معیارهای موجود انتصاب و ارتقای مدیران اختلاف وجود دارد ولی در خصوص معیارهای مطلوب دیدگاه نسبتاً مشابهی دارند. در این تحقیق براساس یافته‌های تحقیق، مدل انتصاب و ارتقای مدیران آموزش و پرورش ارائه گردیده است.

 

 

حسین پیریائی, مصطفی نیکنامی
PDF
9-28

هدف از این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر انگیزش انتقال آموزش و اولویت‌بندی آن با تکنیک سلسله-مراتب گروهی است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان رسمی شرکت ملی صنایع پتروشیمی به تعداد 360 نفر می‌باشند که از میان آنان طبق جدول مورگان 186 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، سه پرسشنامه‌ی مجزا شامل پرسشنامه عوامل مؤثر بر انتقال آموزش با 45 گویه، انگیزش انتقال آموزش هالتون با 4 گویه و پرسشنامه مقایسه‌ی زوجی با 15 عامل می‌باشد. نتایج حاصل از اجرای آزمون پیرسون نشان داد که بین خودکارآمدی، کانون کنترل، فرصت کاربرد، حمایت سرپرستان، حمایت همکار، جو انتقال، آمادگی یادگیرندگان، واکنش‌های عاطفی، گشودگی تجربه، محتوای مرتبط، توانایی شناختی، ارائه نمونه‌های کاری، پاسخ‌گویی و تعهد سازمانی با انگیزش انتقال آموزش رابطه معناداری وجود دارد. داده‌های حاصل از آزمون رگرسیون گام به گام نشان داد که از میان ابعاد پانزده‌گانه عوامل مؤثر بر انگیزش انتقال آموزش، متغیرهای حمایت سرپرست ( 213/)0 فرصت کاربرد، واکنش‌های عاطفی، ارائه نمونه‌های کاری، گشودگی تجربه، جو انتقال و پرسشگری 567/0 از انگیزش انتقال آموزش را پیش‌بینی می‌نماید. در نهایت، نتايج حاصل از به‌کارگيري تکنيک فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی گروهی نشان داد حمایت سرپرست، جو انتقال، ارائه نمونه‌های کاری، پاسخگویی، پرسشگری، تعهد سازمانی، فرصت کاربرد، آمادگی فرگیران، واکنش‌های عاطفی به آموزش، گشودگی تجربه، خودکارآمدی، توانایی شناختی، کانون کنترل، محتوای مرتبط و حمایت همکار به ترتیب اولویت اول تا پانزدهم، بر روی انگیزش انتقال آموزش تأثیر دارد.

Group AHP

علی نجفی, محمدتقی تقوی فرد, حمیدرضا زرین, اکبر باشکوه
PDF
29-48

            هدف پژوهش حاضر ارائه مدل علی رابطه‌ی رهبری اصیل و رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع ابتدایی با توجه به نقش واسطه‌ای خوش‌بینی تحصیلی معلمان به روش تحلیل مسیر انجام شد. برای این منظور 210 نفر (153 زن و 57 مرد) از میان معلمان مقطع ابتدایی شهرستان آباده در سال تحصیلی 94-93 به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه‌ی خودگزارشی مشتمل بر مقیاس‌های رهبری اصیل (اولیو، گاردنر و ولومبوا، 2008)، خوش‌بینی تحصیلی (وین هوی، 2005) و رفتار شهروندی سازمانی (ارگان وکانوسکی، 1989) پاسخ دادند. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی می‌باشد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مولفه‌های رهبری اصیل (خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق‌مداری و شفافیت رابطه‌ای) از طریق واسطه‌گری مؤلفه‌های خوش‌بینی تحصیلی معلمان به‌صورت غیرمستقیم و مثبت رفتار شهروندی سازمانی معلمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هم‌چنین یافته‌ها نشان داد که از میان مؤلفه‌های رهبری اصیل دو مؤلفه شفافیت و اخلاق‌مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر رفتار شهروندی سازمانی دارا می‌باشد. هم‌چنین از میان مؤلفه‌های خوش‌بینی تحصیلی مؤلفه خودکارآمدی دارای بیشترین اثر مستقیم و مثبت بر رفتار شهروندی سازمانی می‌باشد. ضمنا 33/0 از واریانس رفتار شهروندی سازمانی معلمان توسط دو متغیر رهبری اصیل و خوش‌بینی تحصیلی تبیین گردید.

احمد رستگار, سعید طالبی, زهرا نادی, محمد حسن صیف
PDF
49-62

با پیشرفت علم و فن‌آوری، به‌‌ویژه افزایش کاربرد فن‌آوری اطلاعات، ورود فن‌آوری‌های آموزشی به دانشگاه‌ها، برای پیشرفت یادگیری، جنبه‌ای اساسی از آموزش شده است به‌طوری که بخشی از فرآیند آموزش امروزه از طریق ابزارهای فن‌آوری اطلاعات انجام می‌شود. هدف این پژوهش، شناسایی وضعیت سواد اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه‌های سراسری ایران، به نسبت میزان استفاده آن‌ها از ابزارهای فناوری اطلاعات است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ متغیر، کیفی می‌باشد و جامعه آماری آن دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌های سراسری ایران است که به‌طور تصادفی ساده انتخاب شده‌اند. ابزار انجام این پژوهش پرسش‌نامه‌ای مبتنی بر طیف لیکرت است و شامل دو قسمت می‌باشد. قسمت اول مربوط به سنجش ابعاد سواد اطلاعاتی و قسمت دوم مربوط به میزان استفاده دانشجویان از ابزارهای فن‌آوری اطلاعات است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم و تحلیل مسیر و برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است. جنبه نوآوری پژوهش هم در جامعه آماری و هم در سنجیدن اثر ابزارهای فن‌آوری اطلاعات بر سواد اطلاعاتی می‌باشد. مهم‌ترین یافته این پژوهش، کارآمد بودن استفاده از ابزارهای فن‌آوری اطلاعات در سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی است، به‌طوری که افزایش استفاده از ابزارهای معرفی شده در این پژوهش، باعث افزایش سواد اطلاعاتی دانشجویان می‌شود.

محسن شفیعی نیکابادی, گلایول صفوی جهرمی
PDF
63-80

هدف پژوهش حاضر به‌عنوان بخشی از رساله دکتری، توسعه مدلی برای پیش‌بینی آسیب‌پذیری تحصیلی دانشجویان مقطع کارشناسی رشته‌های مهندسی در کوتاه‌ مدت (نیمسال تحصیلی) بوده که به روش داده‌کاوی و با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی به اجرا درآمده است. جامعه آماری، دربرگیرنده‌ی کلیه "ترم- دانشجوها" از نیمسال اول سال تحصیلی91-1390 لغایت دوم 94-1393 در سه مورد از دانشگاه‌های فنی-مهندسی کشور (مجموعاً 53422 رکورد) بوده که با بهره‌برداری مستقیم از سیستم‌های آموزش هر سه دانشگاه در مدل‌سازی وارد شده‌اند. نتایج حاکی از آن است که با بهره‌گیری از داده‌های موجود در سیستم‌های حوزه آموزش دانشگاه‌ها و به خدمت گرفتن شبکه عصبی می‌توان با صحت بیش از 95 درصد و اعتبار بالاتر از 60، نسبت به پیش‌بینی وضعیت نیمسال برای یکایک دانشجویان اقدام نمود. معدل نیمسال قبل، معدل کل، زوج یا فرد بودن نیمسال، نوع واحدهای اخذ شده و مبادرت به فعالیت‌های فوق‌برنامه در نیمسال، به عنوان مؤثرترین متغیرهای پیش‌بین، تشخیص داده شدند.

 

علی اکبر امین بیدختی, محمد فتحیان بروجنی, احمد نامنی
PDF
81-102

پژوهش حاضر با هدف دست‌یابی به بهبود تعهد سازمانی از منظر رهبری توزیعی و با نگاه به عزتنفس سازمانی انجام شد. ابتدا نقش میانجی عزتنفس سازمانی در تأثیر رهبری توزیعی مدیران بر تعهد سازمانی معلمان بررسی شد؛ و در ادامه به آزمون نقش تعدیل‌گری جنسیت در این الگو پرداخته شد. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر خرم‌آباد به تعداد 1258 نفر بود که حجم نمونه 278 نفر با استفاده از جدول مورگان و با توجه به حداکثر پارامترهای آزاد در مسیرهای فرض شده مدل‌های معادلات ساختاری پژوهش؛ به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه‌های رهبری توزیعی، عزتنفس سازمانی و تعهد سازمانی بود که روایی سازه، و پایایی آن‌ها با آزمون آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS23 و AMOS23 تحلیل شدند. تحلیل نقش میانجی عزتنفس سازمانی نشان داد رهبری توزیعی مدیران علاوه بر تأثیر مستقیم خود بر تعهد سازمانی معلمان؛ به‌واسطه عزتنفس سازمانی معلمان، دارای نقش غیرمستقیم در تبیین تعهد سازمانی آنان است. تحلیل گروه‌های چندگانه نیز نشان داد که متغیر جنسیت تأثیر رهبری توزیعی مدیران بر عزتنفس سازمانی معلمان را تعدیل می‌کند.

سمانه رسولی, ایرج نیک پی, سعید فرح بخش
PDF
103-132

پژوهش حاضر با هدف رابطه حمایت سازمانی و جو سازمانی نوآورانه با اشتیاق شغلی کارکنان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اجرا شده است. روش انجام تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد.جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه کارکنان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستند که تعداد آن‌ها 850 نفر می‌باشد. از این جامعه، براساس فرمول تعیین حجم نمونه کوکران، تعداد 258 نفر به روش تصادفی طبقه‌ای به‌عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از سه پرسشنامه اشتياق شغلی اسكافيلي و همكاران (2002) متشكل از سه خرده مقياس جذب، نيرومندي و وقف خود، پرسشنامه جوّ سازمانی نوآورانه سیگل و کایمر (1987) و پرسشنامه حمایت سازمانی آیزنبرگر و همکاران (1986) استفاده شده است. داده‌های این پژوهش با استفاده از آزمون‌های ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل مسیر (با استفاده از نرم‌افزار آماری (LISREL)تحلیل شده‌اند. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که حمایت سازمانی و جو سازمانی نوآورانه، رابطه معناداری با اشتیاق شغلی دارند و این دو متغیر، 51 درصد از واریانس نمرات در اشتیاق شغلی را پیش‌بینی می‌نمایند. مدل به دست آمده در خصوص پیش‌بینی اشتیاق شغلی با استفاده از حمایت سازمانی و جو سازمانی نوآورانه، از برازش مطلوبی برخوردار است.

بتول فقیه آرام, محسن خادمی
PDF
133-146

پژوهش پیمایشی حاضر با هدف، بررسی نگرش معلمان پایه‌ی ابتدایی به آموزش و پرورش فراگیر انجام شده است. بدین‌منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، 177 معلم (149 زن و 28 مرد) دوره‌ی ابتدایی که در سال تحصیلی 1394-1393 مشغولبه تدریس بوده‌اند، از ناحیه‌ی 3 شهر تهران انتخاب شدند. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌ی، سنجش نگرش به آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در کلاس‌های درس عادی (ATMS) استفاده شد. داده‌های به‌دست آمده از طریق آزمون تیاستودنت تک‌نمونه‌ای و مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به‌دست آمده نشان داد که به‌طور کلی معلمان پایه ابتدایی نسبت به آموزش و پرورش فراگیر دارای نگرش منفی بوده‌اند و آن‌ها نه تنها نسبت به فلسفه‌ی آموزش فراگیر، شناخت کافی نداشته‌اند بلکه توانایی‌های خود در تدریس به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه را نیز ضعیف برآورد کرده‌اند. نتایج به‌دست آمده هم‌چنین نشان داد که آنها رفتارهای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در کلاس درس را منفی ارزیابی کرده‌اند. در نهایت بین نگرش کلی معلمان نسبت به فلسفه فراگیرسازی با جنسیت و گذراندن دوره‌های آموزشی رابطه‌ای مشاهده نشد. نتایج به‌دست از این پژوهش به دلیل اهمیت تأثیر آن بر فرایند فراگیرسازی در نظام آموزشی کشور برای سیاست‌گزاران و برنامه‌ریزان حایز اهمیت فراوان است.

کامبیز پوشنه, فرنگیس مالمیر
PDF
147-157