دوره 6, شماره 2

پاییز و زمستان 1392

فهرست مطالب

مقالات

نظام آموزش و پرورش به­طور بالقوه يکي از تعيين­کننده­ترين نهادها در تحقق مفاد سند چشم­انداز توسعه کشور است، اما ايفاي نقش مناسب در اين زمينه مستلزم دارا بودن رهنمودهایی در توسعه نظام آموزش و پرورش کشور است. این نظام در راستاي تحقق سند توسعه کشور مستلزم دارا بودن برداشت مشخص در خصوص انسان مطلوب برای نظام آموزشي مي­باشد. از آن­جایی که آموزش و پرورش به­عنوان محور توسعه پایدار، وظیفة تربیت نیروی انسانی مطلوب و ماهر جهت کار در بازار پرخطر جهانی و تداوم آموزش آن­ها را به­همراه سایر نهادها به­عهده دارد، با تدوین یک سند ملی در مورد توسعه آموزش­ها می­تواند نیروی انسانی کشور را برای ورود به عصر دانایی در چهار بعد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آماده کند. مهم­ترین مسأله در این پژوهش عبارت است از: بررسی ویژگی­های انسان مطلوب نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در افق بیست ساله (1404 – 1384). پژوهش حاضر در قالب چهار محور زیر و به­صورت مطالعه اسنادی انجام شده است - مطالعات تطبیقی ­(نظام­های آموزش و پرورش، سازمان­ها و نهادهای بین­المللی و انجمن­های علمی، تخصصی حوزه پژوهش در تربیت) - اسناد و مدارک رسمی توسعه کشور (کلیه وزارتخانه­ها و سازمان­های دولتی) 3) اسناد و مدارک قانونی (کلیه مصوبات مربوط به فرهنگ و آموزش و پرورش توسط مراجع قانونی کشور) - مطالعات آینده­پژوهی (کلیه منابع تدوین شده به زبان فارسی و انگلیسی در حوزه مورد بررسی). به­منظور گردآوری داده­های این تحقیق از فیش­های ثبت داده­ها استفاده شده است. منابع اطلاعاتی مورد استفاده اسناد اداری و دولتی، اسناد پژوهش کتابخانه­ای، منابع مرجع و سایت­های اینترنتی می­باشد. روش پژوهش تحلیلی کیفی می­باشد. بدین منظور تحلیل­های انجام شده در قالب جداول اطلاعاتی و تطبیقی آماده شده­اند. آن­چه که از این مطالعات حاصل شد عبارت است از منشور یا اعلامیه­ای که شکل اولیه ویژگی­های انسان مطلوب را در قالب 10 طبقه اصلی، 60 مفهوم فرعی و  ویژگی عرضه نموده است.

کورش فتحی واجارگاه, سوسن کشاورز, عزیزالله تاجیک اسمعیلی, علی اکبر خسروی, طلعت دیبا واجاری, حبیب اله پور صادقی, مریم رحمتی, گیتا زندیه
PDF

هدف پژوهش حاضر تبیین تفکر انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام و پساساختارگرایی و مقایسه این دو رویکرد بوده است. هم­چنین به سوالات پژوهش درباره ماهیت تفکر انتقادی، روش­های پرورش تفکر انتقادی، موانع رشد تفکر انتقادی و وجوه تمایز و افتراق تفکر انتقادی از دیدگاه اسلام و پساساختارگرایی پاسخ داده شد. روش پژوهش از نوع توصیفی-کاربردی با ماهیت کیفی است. پژوهش به شیوه مقایسه­ای و به صورت برودی انجام شده است. در نظر پساساختارگرایان حقیقت ساخته گفتمان­ها و حاصل روابط قدرت است. معرفت­شناسی پساساختارگرایی مبتنی بر کثرت­گرایی، ساختارشکنی، تمرکززدایی از عقل، رد دوگانگی و توجه به زبان در ساخت دانش و حقیقت است. در اسلام حقیقت مطلق سرچشمه خلق است. و انسان کاشف حقیقت می­باشد. تفکر انتقادی پساساختارگرا بر تحقق خود، توجه به سایر فرهنگ­ها و گفتمان­ها، نگرش تکثرگرایی فرهنگی و معرفت­شناختی مبتنی است. روش تربیت تفکر انتقادی شامل تحلیل گفتمان، ساختارشکنی، روش تعاملی و مشارکتی، خواندن نقادانه و استفاده از متن است. تفکر انتقادی در اسلام مبتنی بر پرورش عقل نظری و عملی است. روش­های تربیت تفکر انتقادی شامل خردورزی، تجربه­اندوزی، مناظره، مباحثه، پرسشگری و شرح صدر است. به­طور کلی تفکر انتقادی در اسلام با محوریت انسان و در جهت نیل به اهداف غایی اسلام است، در حالی­که پساساختارگرایان انسان را وسیله اصلاح ساختارها دانسته و هدف، تربیت شهروندی  ساختارشکن است. در حقیقت می­توان گفت تفکر پساساختارگرا با نقد فراروایت­ها و ایدئولوژی­ها، با اندیشه اسلامی در تضاد است و تفکر انتقادی در اسلام، در چهار چوب اصل قیاس­ناپذیری برخی احکام و معارف دینی قابل قبول است.

طیبه ماهروزاده, بتول شاهی
PDF

یادگیری مبتنی بر پروژه یک رویکرد یادگیری عمیق و جامع برای تدریس و یادگیری در کلاس است که دانش­آموزان را در بررسی و کاوش مسائل معتبر و با ارزش درگیر می­سازد. پروژه­ها تکالیف پیچیده و مبتنی بر سؤالات و مسائل چالش­برانگیزی هستند که دانش­آموزان را در طراحی، حل مسأله، تصمیم­گیری یا فعالیت­های جستجوگرانه درگیر ساخته و فرصتی به آن­ها اعطاء می­کنند تا به­طور نسبتاً مستقل در دوره­های زمانی طولانی مدت، نسبت به یادگیری اقدام کرده و محصولات یا ارائه­های واقع­گرایانه تولید کنند. این نوع یادگیری، به جای ساختار خشک و بسته دارای یک چهارچوب پیچیده و انعطاف­پذیر است. این چهارچوب ویژگی­هایی دارد که توصیف­کننده تعاملات تدریس- یادگیری می­باشد. این مقاله شامل دو بخش است. در بخش نخست، ابتدا رویکرد سازنده­گرایی و پیشینه مربوط به قلمرو یادگیری مبتنی بر پروژه عرضه شده، و سپس الگوي طراحي آموزشي مبتني بر رويكرد پروژه ارائه مي­شود. در بخش دوم، ضمن مطرح کردن یادگیری وب پروژه، الگوی طراحی آموزشی متناسب با آن نیز ارائه می­شود.

رحمت اله خسروی, هاشم فردانش
PDF

پژوهش حاضر به­بررسی عوامل موثر بر توقف فعالیت­های مدارس غیردولتی و ارائه راهکار برای آن پرداخته است. یافته­های کیفی از طریق مصاحبه هدفمند با سه گروه موسسان فعال، موسسان غیرفعال و کارشناسان دفاتر مدارس غیردولتی در 4 منطقه جغرافیائی کشور جمع­آوری گردید. تحلیل نتایج مصاحبه باعث تهیه یک مدل معنائی برای ارائه توضیحی بر علل توقف مدارس غیردولتی شده است. براساس مدل و در بدو امر، شرائط علی، زمینه­ای و مداخله­گر با تاثیر و تاثر متقابل باعث بروز پدیده مدارس رقیب شده­اند. برای مقابله با این شرائط، مصاحبه­شوندگان به سه استراتژی متفاوت پذیرش، مقاومت و  تسلیم اشاره کردند. در مرحله پایانی نشان داده شد که هریک از این استراتژی­ها زمینه­ساز بروز پیامدهای گوناگون مي­شوند. یافته­های پژوهش باعث بازسازی معنایی توقف مدارس غیردولتی از طریق ارائه یک هسته اصلی به­نام "بی­ثباتی نسبی" شده است.

عباس معدن دار آرانی
PDF

هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه سبک­های رهبری تحولی، تبادلی با اثربخشی سازمانی و مقایسه آن در بین مدارس ابتدایی هیأت امنایی و عادی استان همدان در سال تحصيلي92-1391 بود. روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگی مي­باشد. جامعه آماري شامل كليه معلمان مدارس ابتدایی هیأت امنایی و عادی استان همدان به تعداد 5137 نفر بوده و حجم نمونه براساس فرمول كوكران به تعداد 582 آزمودني (مدارس هيأت امنايي 226 معلم و مدارس عادي 356 معلم) تعيين گرديد. روش نمونه­گيري با استفاده از نمونه­گيري تصادفي طبقه­اي نسبي انجام شد. برای جمع­آوري داده­ها از دو پرسشنامه با عناوين: سبک­های رهبری بس و اولیو (1995) و اثربخشی سازمانی هريسون (2008) استفاده گرديد. براي تعیین روایی پرسشنامه­ها از روش روایی محتوایی و برای سنجش ميزان پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب پایایی محاسبه شده برای پرسشنامه­های سبک­های رهبری و اثربخشی سازمانی به ترتیب 915/0و 965/0 برآورد گردید. یافته­ها حاکی از آن است كه میانگین به­کارگیری سبک­های رهبری تحولی، تبادلی و اثربخشی سازمانی در مدارس هیأت امنایی و عادی استان همدان بالاتر از سطح متوسط است. آزمون t گروه­های مستقل آشکار کرد که مدیران مدارس هیأت امنایی،بیشترسبک رهبری تحولی و مدیران مدارس عادی، بیشتر سبک­ رهبری تبادلی را مورد استفاده قرار می­دهند. به­علاوه وضعیت اثربخشی سازمانی مدارس هیأت امنایی نسبت به مدارس عادی بهتر است. ضريب همبستگي پيرسون نشان داد كه بین سبک­های رهبری تحولی، تبادلی با اثربخشی سازمانی در کلیه مدارس، رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. نتايج تحلیل رگرسيون بيانگر آن است كه از بين ابعاد سبک­های­ رهبری در مدارس هیأت امنایی، مؤلفه­هاي ملاحظات فردی، تحریک ذهنی و نفوذ آرمانی؛  در مدارس عادی، ویژگی­هاي تحریک ذهنی و مدیریت استثناء بيشترين تأثير را در پيش­بيني اثربخشی سازمانی دارند.

سیروس قنبری, اصغر اسکندری
PDF

هدف پژوهش حاضر بررسي تأثیر سلامت روان بر رضایت شغلی کارکنان و مدیران آموزشکده­های فنی و حرفه­ای استان البرز به روش همبستگی از نوع توصیفی  اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران و کارمندان آموزشکده­های فنی و حرفه­ای در استان البرز به تعداد 214 نفر بود. نمونه آماری به­روش سرشماری انتخاب و تعداد آن مساوی جامعه آماری می­باشد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سلامت روانGHQ  و پرسشنامه شاخص توصیف شغلی JDI است. داده­ها به کمک آمار توصیفی و آمار استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته­ها نشان داد که، بین سلامت روان و رضایت شغلی کارکنان و مدیران رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. هم­چنین بین سلامت روانی کارکنان و مدیران در ابعاد، علائم جسمی، اضطراب، کارکردهای اجتماعی و افسردگی و رضایت شغلی آنان رابطه معکوس و معناداری مشاهده شد.

رمضان جهانیان, فاطمه صابری
PDF

کارآفرینی در فرآیند توسعه اقتصادی و اجتماعی، مسئله مهمی است و به­همین خاطر کشورهای مختلف جهان توجه خاصی بدان نموده و تربیت کارآفرینان را در اولویت­های برنامه­های توسعه خود قرار داده­اند. در این مقاله تأثیر آموزش­های حرفه­ای بر مهارت­های کارآفرینی (شخصی، مدیریتی و فنی) کارکنان شرکت­های بیمه از لحاظ ویژگی­های فردی آنان مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و با روش تحقيق توصيفي- پيمايشي انجام شده است. جامعه آماری شامل 1600 نفر كاركنان بيمه در استان اصفهان در سال 1388 می­باشد که حجم نمونه آماري با استفاده از فرمول کوکران تعداد 301 نفر برآورد و با روش نمونه­گيري تصادفي طبقه­اي انتخاب و مطالعه شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق­ساخته با ضريب آلفاي كرونباخ % 84 با 52 سؤال بسته پاسخ پنج­گزینه­ای با طیف لیکرت و 1 سؤال تشریحی می­باشد. برای تجزیه و تحلیل سؤالات پژوهش از آزمون تحلیل واریانس یک­طرفه (ANOVA)، آزمون t براي نمونه­هاي مستقل و آزمون همبستگي دومتغيره (اسپيرمن) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد مهارت هاي كارآفريني كاركنان شركت هاي بيمه بر­ حسب مدرك تحصيلي­شان متفاوت است بين مهارت­هاي كارآفريني كاركنان بیمه برحسب رشته تحصيلي تفاوت وجود ندارد. مهارت هاي شخصي كارآفريني بر حسب جنس كاركنان شرکت­های بيمه متفاوت اما بين مهارت­هاي مديريتي و فني كارآفريني در دو گروه مرد و زن تفاوت وجود ندارد. بين مهارت­هاي كارآفريني و سابقه شغلي كاركنان شرکت­های بيمه همبستگي وجود ندارد. بين مهارت­هاي شخصي كارآفريني متأثر از آموزش­هاي بدو يا ضمن­خدمت كاركنان شركت­هاي بيمه بر حسب مدرك تحصيلي (ديپلم و بالاي دیپلم) تفاوت معناداري وجود ندارد اما بين مهارت­های مدیریتی و فنی كارآفريني متأثر از  آموزش­های بدو یا ضمن­خدمت كاركنان بر حسب مدرك تحصيلي (ديپلم و بالاي ديپلم) تفاوت معناداري وجود دارد. نتايج­ حاصل از اين پژوهش، دليل روشني بر اهميت آموزش­ حرفه ای مهارت­هاي كاركنان بيمه می­باشد.

عباس شکاری, سمن سا حیدرزاده آرانی
PDF